الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
4
دقائق العلاج ( فارسي )
براى مومى كه در آن است . همچنين هر داروى گياهى يا معدنى يا حيوانى داراى موادى اجنبى است كه از خود آن نيست و چارهاى نداريم جز آنكه چيزهاى بىاثر و همچنين چيزهائى را كه داراى اثرى منافى با غذا و دارو است از آن جدا كنيم تا درمان بدرستى انجام گردد و بر طبيعت بار نشود و همچنين از دوائى كه پالايش نيافته بايد به اندازه بيشترى به كار رود تا چگونگى لازم از آن بدست آيد و زيادى دارو خود بار ديگرى بر بيمار ناتوان است پس اگر داروئى خالص باشد كمى از آن ما را از مقدار زياد تصفيه نشده بىنياز مىكند مثلا مىبينى كه يك قطره روغن قرنفل اثرش برابر بيست مثقال خود آن است و ببين كه يك قطره چقدر از بيست مثقال بر طبيعت سبكتر است و چقدر اين يك قطره در اندامها بيش از خود قرنفل نفوذ مىكند و تا چه اندازه خوردن آن آسانتر است . و بر اينگونه ساير چيزها را قياس كن . سرّ ديگر اين است كه خوش آيند بودن يك دارو ، با بدآيند بودنش در نزد بيمار تفاوت فراوان دارد چه به چشم مىبينيم كه طبيعت چيزى را كه بدمزه و ناگوار است نمىپذيرد و لو آنكه از جهت درمان سودمند باشد و چيزى را كه شيرين و خوشبو است پذيرا است هرچند كه برايش زيان داشته باشد ، اما اگر طبيعت چيزى را نپذيرد ديگر توجه لازم را به آن نخواهد داشت و بنا بر اين ، در آن درست كار نخواهد كرد و چنين داروئى بمنزله امانتى است كه سودى نخواهد داشت و سربار طبيعت خواهد بود ، اما اگر داروئى خوشخوار باشد طبيعت به آن رو مىكند و در آن به كار مىپردازد پس دوا هم در طبيعت كار مىكند و مقصود بدست مىآيد . بنابراين دلايل در حكمت واجب آمده كه دارو را اصلاح و لطيف و جوهرگيرى و خالص از اعراض كنند چه مفرد باشد و چه مركب و پزشكانى كه فلسفه نمىدانند اين دانش را ندارند و به آن عمل نمىكنند